من نشاني از تو ندارم،اما...
این را براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار به حوالي بي کسي ام قدم بگذار ...
خيابان غربت را پيدا
کن وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو... کلبه ي غريبي ام را پيدا کن کنار بيد
مجنون خزان زده و کنار
مرداب آرزوهاي رنگي ام... در کلبه را باز کن به سراغ بغض خيس پنجره برو حرير
غمش را کنار بزن... مرا
خواهي ديد با بغضي کويري که غرق در عصاره ي انتظار پشت ديوار دردهايم نشسته
ام
چقدر جالبه كه: 1.تا وقتي مريض نشي كسي برات گل نمياره. 2.تا فرياد نزني
كسي به طرفت بر
نميگرده. 3. تا گريه نكني كسي نوازشت نميكنه. 4.تا قصد رفتن نكني كسي به
ديدنت
نمياد................و تا وقتي نميري كسي تو رو نمي بخشه
چه کسي چه گلي دوست داره؟نجار گل ميخک ، دندانساز گل مينا ، سارق گل
شب بو ، چشم پزشک
گل مژه ، منجم گل کوکب ، قصاب گل گاو زبان ، روزنامه فروش گل کاغذي ، پارچه
فروش گل اطلسي ،
مسئول باغ وحش گل ميمون و من .... گلي را که بوي تورو بده
فردا و ديروز با هم دست به يکي کردن ... ديروز با خاطراتش ما را فريب داد ... فردا با
وعده هايش ما را
خواب کرد ... وقتي چشم گشودم روزها گذشته بود ... !
|
+|
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 توسط روناک جون
|
| ارسال به دوستان